خانه وبلاگ
تماس با نویسنده
نویسنده وبلاگ
علی ربیعی وزیری
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸۸
اسفند ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
لینک دوستان
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
لینکدونی
دوست یابی سالم
خرید اینترنتی
طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
در اواخر سال دوهزار بود که بر در کاه روایت گوش ایستاده بودم ومن که راوی یک روایت ذهنی بودم مردم در دل همان روایت اما روایت هنوز ادامه داردتا همین امسال در سال هشتاد وهشت سعی دارم گتابی در این زمینه بنویسم هر چند اتفاقات این چند سال فقط مربوط به ذهن من نبوده است و در جهان بیرون از دید نا ظران نمود داشته است نمی دانم چرا همگان در این باب سکوت کرده اندمثتا اولین مورد ان به نورانب تر شدن خورشید مربوط می شودو اخرین مورد به نوری که از بدن من مربوط می شود که در استودیو های بخش تلوزیون دیده می شود من هر برنامه زنده تلوزیونی که نگاه می کنم در استودیو دیده می شوم نمدانم چرا در این چند سال کسی از احوال من حتی برسشی هم نکرد
در سال جاری با تمام مشکلاتی دارم سعی دارم این وقایع را گزارش کنم و دلیل انها را بنویسم چرا که بنئه در برابر تمام این نکات احساس مسئولیت می کنم و این موارد می تواند نماد بازگشت انسان به اخلاقیات انسانی باشد
بس تمام کسانی در مورد مواردی که من حین نوشتن کتاب در اینجا می نویسم سوالی دارند می توانند با من تماس بگیرند و در برابرادعای من باسخ بخواهند با دروود
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸۸ - علی ربیعی وزیری
در دوران اصلاحلات مسئله سازی فرا روی اصلاح طلبان بود این موضوع را در بر داشت که ایا مدرنیت یک پروژه است یا یک پروسه و در گیر شدن اصلاخطلبان دولتی در این امور ان فرصت طلایی را از ملت ایران گرفت و به نظر بنده شخص خاتمی مسئول تمام این اتفاقاتی است که امروره بر مردم ایران می گذرد دستگیری تعدادی از افرادی که در زمینه کمپین بگ ملیون امضا فعالیت می کنند مرا وا داشت که به این مبحث۴ بپردازم و درضمن هدف اصلی من به این موضوع بز می گردد گه تعدادی از زتان باز داشت شده در حامعه ناشناس هستند و از تمام وبلاگ نویسان خواهش می کنم در باب این موضوغ مطلب بنویسند مثلا خانم نسیم خسروی که بیست ملیون وثیقه برای او بریده اند به کمک .و همیاری ما احتیاح دارد
انچه که در مدرنیت به حقوق بشر و دکوکراسی منجر می شود هم یگ پروژه است هم یک پروسه در گشورهای جهان سوم عوامل پروژه مدرنیت وجود ندارد همانطور که ما در تجربه دوم خرداد این موضوع را به عینه دیدیم پروژه مدرنیت که منجر به دموکراسی و حقوق بشر می شود امری وابسته به تفگر جامعه از سطوح پایین جامعه است گه در ساز و کار رفتار های سیاسی وساختار حکومتی خود را نشان می دهد در این مورد باید بگوییم استبداد و فشار بر سطوح روشن فگری حامعه از عدم وجود ساختار های پروژه مدنیته شگل می گیرد و ناحوئاگاه جامعه را به سمت انجه ما در ان قرار داریم سوق می دهد
اما مسئله دیگر پزوسه مر بوط به مدرنیت است که نهاد های مدنی بر امده از دل اجتماع سعی می کنند ان مکگانیزم غایب پروژه مدرنیت را از راه فعالیت های مدنی در جامعه صورت دهند رفتارهایی مثل کمپین یک ملیون امضا از جمله عوامل پروسه مدنیت است که جقوق بشر و دموکراسی را در جا معه به صورت مرحله ای تحقق می بخشد
سوالی که در اینجا شکل می گیردئ ان است جرا حگوکت مستبدی مثل جمهوری اسلامی این رفتار های مدنی را به هم زدن نظم عمومی می داند و فعالان ان را به زتدان می افکند جزا حکومت های مستبد از فعالیت های مدنی این همه واهمه دارد ؟
همانطور که قبلا گفتم زنان اساسا نقد قدرت هستند کمپین بک ملیون امضا جه چیری در بر دارد که از فعالا ن زن اینکونه واهمه دارد ؟
براستی جه چیری در این فعالبت ها است مگر نقد تفگر کروهی که نا جوانمردانه مثل زالو روی چاه های نفت اقتاد ه اند گه حنی در یک حکوکت مذهبی رسعی در حذف روحانیت دارند
در اخر از تمام دوستان خود خواهش می کنم که زندانیان کمپین یک ملیون امضا را تنها نگذارند از جمله نسیم حسروی
کسانی زندانی شدن نسیم خسروی را محکوم می کنند برای این مطلب پیام بگذارند
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢ اسفند ،۱۳۸٦ - علی ربیعی وزیری
سیاست جنسیت
مسئله ای که مرا وا داشت که این مقال را بنویسم تعرض ماموران جمهور ی اسلامی به زنان بود وگرنه در نویسه میترا مبحث زن از مسائل بنیادی است چرا که طبق نشانه هایی از اسم اعظم به من رسیده است زن نماد جسمانیت جهانی است که ما در ان زندگی می کنیم اگر انفجار بزرگ را اغازی برای وجود کره زمین بدانیم خورشید اولیه به مثابه یک مادر که همان اغازش شدن یا کورا باشد نماد یک مادر است که طبق نشانه هایی به من رسیده است تمامی ویژگی زنان را در بر دارد اتفاقی رخ داد ویکی حادث شد ودیگری محدوث اصل اتفاق از یک وحدانیت شکل می گیرد همانطور که قبلا توضیح دادم در این وب نوشته ها با توجه به ویژگی فضای وب من فقط تیتروار موضوعات را خوانش می کنم واصل مباحث را به فرصتی دیگر می گذارم که فعلا شرایط ان را ندارم فقط نکتهای را همین جا بگویم که مهمترین نشانه ای برای این مسئله به من رسیده است عادت ماهانه زنانی است که در ارتباط با اتفاقاتی که از طرف اسم اعظم رخ میدهد به وجود می اید که این موارد در طول این شش سال زیاد بوده است مثلا اگر طوفانی در تهران در بگیرد که از نشانه های اسم اعظم باشد یک زن که به من نزدیک باشد دچار عادت ماهیانه می شود که همان زایش اولیه را برخ می کشد و نشان از این دارد زن نماد جسمانیت و کل طبیعت است
اقتصاد بدن زن
همانطور که می دانیم تاریخ و قانون توامان امری مردانه بوده است و اقتصاد بدن زنان به عنوان عاملی پذیرش گر وبه بیانی مفعول زاده قانون و تاریخ مردانه است و این مسئله امری طبیعی و خدا دادی نیست چنان که با شکل گیری انقلابات صنعتی و عصر مدرتیته همانطور که تمام گروه های حاشیه ای اجتماع به متن جامعه پای گذاشتند زنان هم به پیروی از این انقلاب پا به متن اجتماع گذاشتند و کم کم به مرور زمان همراه مردان در عرصه های مختلف اجتماعی به فعالیت پر داختند به شکلی که امروزه دیگر هیچ فرقی به لحاظ اقتصاد بدن زنانه و سیاست که ان را در بر می گزفت وجود ندارد به اقتصاد مردانه به لحاظ بدن اقتصادی مصادره کننده بود که در برابر اقتصادپذیرنده زنان امری فاعلانه محسوب می شد که این مسئله خود به شکل نمادین سیاستی مختص به خود به وجود اورده بود و ان مربوط یه مسئله قدرت در جامعه می شود در اینجا زن به عنوان مسئله ای بیولژیک مطرح نیست بلکه حضور هر چه بیشتر زنان در جامعه سیاست قدرت را مورد نقادی قرار می دهد اگر تمام عناصر مثبت جهان امروز را مورد بررسی قرار دهیم همگی به نوعی به نقد قدرت بر می گردند و دگرگونی در نظام سبک زندگی زنان و ورود انها در جامعه به مانند مردان نماد نقد قدرت است و همچنین وقتی زنان در کارخانه ها هم پای مردان کار می کنند اقتصاد مفعو لانه ای که تاریخ و قانون مردانه برای زنان رقم زده بود نفی می شود و اقتصاد متقابل بدن زن در عرصه اجتماع نمود خود را از دست می دهد به بیان دیگر سیاست بیولوژیک زنانه و مردانه دیگر دز عرصه اجتماع سبک زندگی و خود زنانه دیگر اهمیت خود را از دست می دهد و ما دیگر با سیاست نقد قدرت روبرو هستیم که به وسیله حضور اجتماعی زنان در تما م عرصه های زندگی اجتماعی رخ می دهد این مسا ئل نشانه های زیا دی دارد که در این مقال جای بحث ان نیست به شکلی خوانش زنانه تمامی عرصه های جامعه پسا سرمایه داری را به نقد می کشد
به عنوان مثال اصول معرفت وفرهنگی که در جامعه پست مدرن از ان صحبت می شود نشانه هایی دارد که بسیار وابسته به از میان رفتن اقتصاد بدن زنانه و حضور او در جامعه است درعرصه هیچ انگاری معنایی مبتنی بر مفهوم اختلال و اشفتگی در مجاز ها و معانی از پیش تعیین شده همینطور مسئله دال و مدلول و بازنمود واقعیت از طریق دستگاه های نشانه ساز خود امری وابسته به سیاست حضور زنان است چرا که اساسا تمام این موارد از بحرانی نشات می گیرند که زاده تقابل بدن زن با مرد بود و وقتی بدن زن به لحاظ حضور او در جامعه بحران خود را از دست بدهد ما دیگر سیاست معنایی مدول استعلایی را در تمام مسائل نداریم و این خود بزرگرترین ن قادی زنانه است که روز به روز شکل های تازه و جدی تری به خود می گیردمن بارها شرح داده ام که جامعه امروز عناصری دارد که معنی عمق را از میان میبردو بدن زن هم عمق بحرانی خود را از دست داده است مصرف بی پایان نشانه ها تولید مجازها و منطق نشانه شناختی عوامل را در جامعه امروز متغیر کرده است به قول برینس مصرف بیشتر از تولید مبنای اصلی نظم اجتماعی را تشکیل می دهد پس در جامعه پسا سرمایه داری اشکال منعطفتری از نشا نه ها در عرصه های اجتماعی انباشت می شود که اگر خوب به این نکات دقت کنیم همه عواملی زنانه هستنددر اینجا من برای پرداختند به اصل موضوع تیتر وار نکاتی از نشانه های زنانه جامعه کنونی ذکر می کنم که بعدا از انها نتیجه گیری بکنم
یکیاز مسائل مهم فروپاشی مرزهای بین فرهنگ عمومی و فرهنگ نخبگان و همچنین فرهنگ برتر است که مصرف گرایی تاثیر زیادی بر سطح جامعه کذارده است
قولی از برمن هر انچه سخت و استوار است بخار می شود و به هوا می رود تنها اصل ثابت ثغییر است
سرعت در سبک زندگی امروز رخ می نماید و منجر به انعطاغف پذیری هر چه بیشتر می شود
تولید فزاینده کالاهای ابژه غیر مادی دارند که بشکل فزایندهای در حال مصرف هستند و حاوی عناصر زیباشناختی متکثر هستندمانند سینما موزیک پاپ و جلوه های مختلف گرافیکی در اشیا مصرف این مسئله در بحث ما بسیار مهم است مصرف این کالا های زیبا شناختی سیگنال هایی به مغز انتقال می دهند که به گونه ای تصمیم گیری در برابر مد ها را به دلیل سرعتی که در مصرف انها است از خوانش سوژه نسبت به انها سلب می کند به گونه ای که یکی مرتبا جای دیکری را می گیرد یکی از مسائلی در این مورد قابل ذکر است تصمیم سرعت می یابد مثلا در باب مد پوشاک مصرف کنندگان غیر قابل پیش بینی می شوند
تفکیک وتمایز شاید این دو معنی کلیدی ترین موضوع مبحث ما باشند در جا معه مدرن تمایز ها بیش از بیش عقلانی شدند که خود نشانه اساسی زنا نه است چون زنان بیرون از خانه کار می کنند نهاد های به وجود امدند که کار در خانه را به عهده گرفتند و از جهتی کار از فراغت و از جهتی محیط خانه دگر گون شده است
و در اخر موضوع هویت سوژه ها وخود ها از نکات مهم نشانه های حضور زنان در جامعه امروز است
ایا اقتصاد محرک اصلی نشانه ها زنانه جامعه امروز است یا ما با جا معه روبرو هستیم که تحت تاثیر رسانه های همه گانی خود را شکل می دهد تمایز امر خصوصی از امور عمومی چه وجهی را دز بز می گیزد؟ ایا عقلانیت امروز با تمایز ها ساز و کار خود را مشخص نمی کند
جامعه ای که تحت تاثیر رسانه های همگانی ساز وکار خود را تعیین می کند ایا تجربه زندگی را با واسطه در اختیار افراد نمی گذارد حضور فیزکی دریافت افراد از جامعه تا چه حد است ؟ تمام اینها سوالات وگزینه گویه هایی است که من را به بحث اصلی خود ارجاع می دهد و خواننده توانای امروزی که به این مسائل اشنایی دارد با کنار هم گذاشتن انها بیشتر جامعه خود را خوانش می کند اصل بحث ما این بود که تمام نشانه هایی که هزاره سوم را شکل می دهد نشانه هایی زنانه هستند بدین شکل که در دهه ییشین ابتدا زنان به متن جامعه ره یافتند و کم کم حضور زنان بحران اقتصاد پذیرنده انها را اتو. مکانیزاسیو.ن کرد در مرحله های بعدی سیاست نشانه های زنانه که انهارا بر شماردیم اندک اندک ساز و کار جامعه امروز را سازمان داد البته اینجا من به خوب و بدی ساختار مفاهیم مسلط جهان امروز کاری ندارم بحث من این است که اقتصاد مفعولانه و پذیرش گر برای زنی که مثلا در کار خانه کار می کند دیگر اهمیت ندارد و در عرصه اجتماعی زنان مو قعیت دیگری دارند این بحث ما را به نشانه های پوشاک زنان رهنمون می سازد بدین گونه که زنان ایرانی مانند تمام زنان کشور های پیشرفته در کنار مردان ایرانی کار می کنند پس به لحاظ اقتصاد بدن زنانه حامعه ما هیچ فرقی با کشور های دیگر ندارد اما چه می شود یک دفعه ما موران دولت به انها متعرض می شوند این مسئله از جند جهت مورد خوانش است البته مهمترین نکته ان همان مسئله سیاست زنان و مبارزه انها با نظام قدرت است
اما نکته ای که من سعی ذارم به ان تاکید کنم مسئله مذهب است یکی از نکاتی که تیتر وتیتروار بیان کردیم تمایز حوزه عممومی و خصوصی بود این امر به این دلیل زنانه است چون با اصل قدرت حکوت در برابر افراد اجتماع مناسبت دارد هانطور که بار ها شرح دادم بی شک مذهب بعد از فوت پیامبران تبدیل به عاملی قدرت شده است که گروهی به وسیله گفتمان قدرتمندی که در دل خود دارد یابر مردم حکومت کند یا عاملی باشند برای تحکم ظلم شا هان شما فکر نکنید فقط فقط فقهای خودمان در پی قدرت اند شما را ارجاع می دهم به سفر اخیر پاپ به برزیل پاپ گروهی از کشیشانی که به درستی اگر به تحقیقات علمی و وضعیت جامعه شناسی رجوع کنید اجازه سقت جنین تا سه ماهگی را به زنان برزیلی داده بودند را توبیخ کرد این مسائل در تمام مذاهب است تازه اسلام از کاتولیکها بسیار پیشرفته تر است به هر حال مذهبیان زنان را دشمن قدرت خود می دانند و اگر مطالعه کنید به همین دلیل مذهبیان بر عکس پیامبران که بنده قدرت نبودند زنها را عملا دشمن خود می دانند و اینکه می گویند زنان با بد حجابی جنگی نرم علیه نظام صورت دادند توهمی بیش نیست چرا که زنان جلوی دادگاه حرف خود را زدند و امضای یک ملیونی جمع کردند پس این را بدانید تمام طالبان قدرت زنان را دشمن خود می دانند و اکر به گزینه گویه های بالا توجه کنید تمام ساز و کار نقد قدرت در حهان مدرن وجهی زنانه داشته است پس مسئله جنگ نرم نیست این خود زنان هستند که با قدرت مخالفند و ربطی به پوشاک ندارد پس یک تحلیل در این مسئله ذهن من را به خود مشغولف می کند و انهم ایجاد ترس و ارعاب جوانان و از سویی تحقیر انها است چرا که قدرت خوب دشمن خود را شناسایی می کند و به دلایل واهی ان را سرکوب می کند
من به این مسئله در بخش دوم این مقال می پردازم که نظام نشانه شناسی پوشاک زنانه چگونه است و وضعیت زنان جوان در عصری که تمام گزارش ها به وسیله موبایل شهر وندان به لحاظ روانی چگونه است و مهمتر براستی دختران فراری چگونه لباس می پوشند که بخشی از شهروندان را به نام انها خواندند مهمتر از ان دختران فراری چه نسبتی با انتخاب پوشش خود داشته اند که در این وضعیت اجتماعی غرق شده اند من در تهران مدتی به تاثیر از بنیامین به نشانه شناسی شهر تهران مشغول شدم این خوانش شهر تهران شاید بیشترین تاثیر را در زندگی من گذاشت ان روز که کفتم همه چیز از شهر شروع می شود و براستی تمام این نشانه ها در شهر رخ می دهد قسمت دوم مطالب جدیدتر وخوانشی جذاب تر از نشانه های زتانه است
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - علی ربیعی وزیری
نظام مد وارزش ها
در مقال پیشین یکی از تیتر های مربوط به سباست زنانرا فروپاشی مدلول استعلایی در قالب مجاز ها و تقابل دال و مدلدلی در عرصه اجتماع پنداشتیم به گونه ای مدلول استعلایی را در نظام ارزش ها نوعی کد کذاری مبتنی بر مفاهیم پیشین خواندیم
و ذکر کردیم نظام ارزش ها با توجه به سرعتی که ساز و کار اجتماعی دارد نمی تواند به مثابه یک مدلول استعلایی یا مفهومی پیشین در نظر اورده شود مسئله اینجاست که مثلا تحقیقات علمی یا تجربه ای که مرتبا رسانه ها برای مردم به وجود می اورند وسرعت خوانش محیط پیرامون بر سبک زندگی تاثیر می گذارد
نشانه شناسی پوشاک زنانه
همانطور قبلا ویژگی های اقتصاد بدن زن را در قبال نظام های قدرت توضیح دادیم ویژگی دیکر زنان وجود حس بازی گرانه در انها است این مسئله امروزه بیشتر جایگزین اقتصاد مفعولانه زنان شده است باید توجه داشت که ما این مسائل را در باب زنان عادی اجتماع می گوییم و باید از موارد خاص فعلا صرف نظر کرد حس بازیکرانه زنانه نشانه هایی دارد که از بدو تاریخ قابل مشاهده است زنها اتش را کشف کردند وپخت وپز بازی برای انها بوده و همانطور زنان کشت گیا هان را کشف کردند انگار این کشفیات مهم حین بازی با اشیاء مختلف صورت می گرفته است ارایش صورت جیزی شبیه به گریم در نمایش ها است اساسا زنها از گذشته دوست داشته اند که صورت خود را دگرگون سازند وهمچنین جلو گری در برابر مردان صرفا خا صیتی سکسی نداشته انگار می خواسته اند بدین وسیله نقشی از خود و ذات درونی خودرابروز بدهند نظام پوشاک از مهمترین مسائل مورد علاقه زنان بوده است انها با نشانه هایی که در پوشاک خود بکار می بردند از گذشته حس تغییر و دگرگونی خود را ارضا می کردند پس اصل نشانه شناسی پوشاک زنانه مربوط به حس بازیگرانه انها است
با دگرگونی اقتصاد بدن زنانه زنان اولا استقلال اجتماعی در برابر مردان کسب کردند و مرحله به مرحله با نفی اقتصاد مفعولانه به گونه خود کار زنان در جوامع پشرفته که جامعه ما از این نظر پیشرفته محسوب می شود در برابر بدن خود احساس امنیت کردند چرا که نظام اجتماعی این مسئله را به افراد دیکته می کرد و از جهتی اگر موردی خاص به وجود می امد نهاد های اجتماعی در برابر ان ایستادگی می کردند یکی از مسائلی ادمهای مذهب در ارتباط با زنان نمی خواهند یا نمی توانند درک کنند خود کارشدگی اقتصاد بدن زندر عر صه اجتماع امروز است دیگر مثل گذشته نیست که دیدن یک زن با بلوز وشلوار مردی را نمی دانم چه کار کند اساسا با وجود این همه تصویر از زنان که جوانان ایرانی می بینند یک دختر با روسری خوشرنگ که کمی بالا رفته چه تاثیری می تواند داشته باشد این مربوط به ته نشین شدن احساسات جنسی ادمهای مذهبی در اعماق ذهنشان است که هنوز هم اقتصاد بدن زن را سکسوالیته میبینند و زنان را همواره به عنوان امری سکسی در نظر می اورند این مسئله کا ملا قابل بررسی علمی است م همین است جمهوری اسلامی در جامعه بدن زن را به یک حاد واقعیت بدل ساخته و ان را به تمام سطوح اجتماعی تسری داده است و این مسئله یکی از بحرانهای عظیم جامعه ما در قبال زنان است
حاد واقعیت
همه ما وضعیت پوشش زنانه را در کشورهای مختلف دیده ایم حضور فیزیکی چندان مهم نیست مثلا معیار را بگذارید شهر دبی ایا زنان امریکایی برای زنان رو بند دارمشکلی ایجاد می کنند جمهوری اسلامی بدن زن را تبدیل به یک حاد واقعیت کرده است که جوانان به لحاظ روانی بسیار ضربه می بینند حتی بسیاری از ازدواج هایی که منجر به طلاق می شود در اثر ابن حاد واقعیت بدن زنانه است همانطور که قبلا ذ کر کردم نشانه شناسی شهر تهران تجربه عمیق در من به وجود اورد که من تبدیل به تهران شدم یعنی اینقدر مطالعه کردم که خود شهر شده بودم بخشی از تجربیات من بدلیل اینکه در شهر روزها ولو بودم و در پارک ها شب را به صبح می گذراندم مربوط به دختران فرای بود شما شاید زیاد با انان برخورد کرده اید اما من با شب اول فرار انها اشنا هستم انها عموما از پوشش اجباری شکایت داشتند بیشتر انها در خا نواده مجبور به پوشیدن چادر بودند وقتی گفته می شود دختران فراری همه در نظرشان دختران درب دا غانی نقش می بندد اما من با دانشجوی دانشگاه ازاد هم اشنا شدم که از اصفهان امده بود دختران فراری اتفاقا در بادی امر بسیار پوشیده هستند وارایش هم ندارند به هر حال این حاد واقعیت بدن زن نه تنها بر روی پسران تاثیر سو دارد بلکه موجب می شود که دختران نوجوان فکر کنند به وسیله بدن خود می توانند به قصر ارزو های خود دست یابند خاطره ای یاد دارم که مربوط به نخبگان زن ومرد جامعه ما می شود در جشنواره تیاتر فجر تیاتری از انگلیس امده بود که در صحنه ای عاشقانه زن و مرد دست همدیگر را گرفتند بعد از تیاتر که با دوستان در مورد تیاتر بحث می کردم تعداد زیادی از دوستان می گفتند وای دیدی چطور دست هم گرفتند این در حالی بود که همه ی بچه ها یا دوست دختر داشتند یا ازدواج کرده بودند بله همین مسئله حاد واقعیت وضعیت دوگانه ای است از انچه بدن زن برای هر دو جنس به وجود می اورد و همین امر در موارد بسیاری موجب جدایی و افسردگی زوج ها می شود
نظام مد
امروزه رسانه ها از وضعیت پوشش کشورهای دیگر به دختر ها اطلاع می دهند و مهم تر انکه همان طور که در بخش اول مقال گفتیم سرعت تغییر نشانه ها در حهان امروز بسیار مهم است و همچنین از مصرف کا لا های زیبا شنا سانه مانند سینما و کلپ ویدو همچنین طرح های گرافیکی سخن گفتیم و مسئله چنان با سرعت در تغییر است که ذائقه ی مصرف کنند گان دیگر قابل پیش بینی نیست این مسئله بحث مهمی در خوانش مد است اگر در گذشته مثلا فلان طرح لباس مد می شد الا ن سرعت دگرگونی چنان زیاد است که خود نظام مد از ساختار خاصی پیروی نمی کندو همچنین تکثر در ان بسیار شدید است و از طرفی گاهی همسویی مثلا در یک ماه همه شلوار جین پاره می پوشند
از سویی زنان بالاخره با دیدن نشانه هایی از پوشاک در رسانه ها دوست دارند برای خود مد سازی کنند که این مسئله خیلی رواج دارد کلاپ شبانه ای که وجود ندارد که مد و ارایش خود را نمایش دهند همانطور گفتم این نمایش گری در ذات خود امری سکسوال برای زنان نیست مگر موقعیت خاصی شک ل بگیرد وگر نه زنان همه که بیمار جنسی یا روانی نیستند محیط های دیگری هم که برای انها وجود ندارد یک کافی شاپ بود که ان را تعطیل کردند پس چه می ماند در.جامعه ئ غرب در جا های مختلف لباس های مختلف می پوشند فردی می گفت اگر کارمندی با کت دامنش جوراب نپوشد از او ایراد می گیرند به هر حال جوان امروز نمی تواند دور خود دیوار بکشد هر که برای دخترانی که در حیابان به وسیله همین مانتو شلوار مد سازی می کند ایراد بکیرد بداند از اجتماع هیچ نمی داند در مورد اعتیاد بسیار افراد در درک مسئله نا توان هستند هر کسی در اجتماع که نباید معتاد شود انگونه در جامعه ما است اعتیاد برای گروه خاصی در احتماع پذیرفتنی است اما خیلی از موارد مربوط به بحرانهای اجتماعی که از سیاست نشات می گیرد می شود همین مسئله دختران به این سادگی نیست این مسائل در پستوی ذهن انان لانه می کند و از حایی دیگر سر باز می کند همه جوانان ایرانی دچار افسردگی هستند ماشین میل زای انسان که ان را اقتصاد لیبیدو.یی می گویم شدیدا در رفتار های انهادر زندگی ما ثر است من فکر می کنم مشاوران سران مملکت یا چیزی حالیشان نیست یا به دروغ جامعه ما را با حوامع دیگر که انها هم مشکلاتی دارند مقایسه می کنند و دروغهای تحویل سران مملکت می دهند
به هر حال در این مقال سعی من بر این پایه بود که مو قعیت زنانه را به اشارت به خواننده عرضه کنم تا خوانندگان به وسیله این نشانه ها به خوانش دقیق مسائل بپردازند هدف نپمن این است به جوانانی که این همه بقحث در باب شعر می کنند بگویم بحث در باب خودتان مهم تر است تا دعوا بر سر شعر کی بهتر است و .......
مذهب ...قدرت ...زنان
چکیده بحث ما این است که جهان امروز از هر گونه کد گذاری گریزان است حتی اگر این کد گذاری به وسیله مد های جذاب صورت بگیرد جهان امروز قالبی شدن را بر نمی تابد با نظامهای قدرت در می افتد و هیچ ایدئولوژی در این راه موفق نشده است امروزه حتی جهان سرمایه داری بخواهد برای سبک زندگی انسان قالب تعیین کند ومصرف را اساس زندگی قرار دهد از این مسئله هم سر باز می زنند و پیشقراول جریانات نو هم زنان هستند چرا که سازو کار جهان هزاره سوم زنانه است ببینید مدونا خواننده ثروت مند وقتی از دنیای مصرفی کالیفرنیا خسته می شود به افریقا روی می اورد و لذت از پولش را کمک به فقرا می داند در این مورد تحقیق کنید این یک مورد بود نیکل کیدمن بیل گیتز و دیگرانی از این دست
سران جمهوری اسلامی اگر به خانواده خود دقت کنند متوجه می شوند امروز به شکل قالبی هیچ مفهومی را نمی توان به کسی دیکته کرد و مذهب و دید کپک زده انها به غیر از جامعه را به تباهی بکشد چیزی در بر ندارد ایا فرزندان انها به زور چیزی را می پذیرند در موارد دیگر همین مسئله وجود دارد به یاد بیاورید که احمدی نژاد در مصاخبه تلوزیوتی پیش از انتخابات نه یک بار بل چند با ر گفت ایا مسئله مم لکت ما موی دختران است همین مسئله نشان می دهد که این جریان هدفی جز ارعاب و ترساندن و ذلیل کردن جوانان ندارد وگرنه خود سران مملکت که از بیخ کوه نیا مدند تمام مسائل را می دانند و از همه چیز بیش از من وتو که به نان شب محتا جیم درک می کنند و خود بسیار امروزی و مدرن زندگی می کنند این حرفها برای یک سری ادم است که قدرتشان را حفظ کنند 52 میلیارد دلار در درامد نفتی ایران بی سابقه بوده است وبحران اقتصادی هم بی سابقه چه می کنند من نمیدانم ومردم چه می کشند من خوب می دانم
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - علی ربیعی وزیری
ان خطاط سه گون خط نوشت
نظام مقتدر و مولف نشانه سالار در چهان پسا سرمایه داری خوانش را از سوژه باز پس می کیرد انگار خود انسانی باز در نظامی فروبسته از خوانش هر گونه محیط پیرامومونی خود زیست می کند اگر در جامعه سنتی نظام های بر ساخته ی اربابان محیط سوژگانی را ذر نظامهای خود فرو می بستند حال ما در هزاره سوم با محیط سوژگانی چونان گذشته روبرو می شویم این بار نظام های نشانه سالار و مقتدر هستند که خوانش را سلب می کنند این بار ما با اربابان بی چهره روبرو هستیم که درهزارتوهای ساختارس نشانه ها که از کس خاصی پیروی نمی کنند به وسیله تولید نشانه ها و فربهی حجم دلالت ها خوانمش را از سوژه انسانی سلب می کنند
دهه هشتاد که مرزهای کالا را حذف کرد با یک دگرگونی عظیم روبرو است که شاید اساس ان جهانی شدن باشد اما این جهانی شدن از نظر من در هزاره سوم در تمامی جوامع به ساخت های گونه گون با جنگی نرم روبرو می شود که اوج ان با توجه به نشانه های جهان پسا سرمایه داری تاسال ۲۰۳۰ پیش بینی می کنم و یکی از دلایل من تقابل سرمایه داری چین و ساخت کمونیستی موجود در چین است من از این به بعد نشانه های این جنگ نرم را مورد خوانش قرار می دهم البته در بعضی کشورها که دولت مرکزی ضعیف است همانطور که امروزه می بینیم جنگ گرم هم شدت خواهد گرفت البته باید بگویم این مسئله رخدادی مربوط به اینده است اما یک خوانشگر توانای رخدادها می تواند از همین اکنون نشانه های ان را بخواند ونکته مهمتر این است که این مسئله مربوط به کل جهان است اما کیفیت رخداد ها و مسائلی که بحران افرینی میکنند متفاوت است
از جهتی که زمینه ی نوشتاری من وبلاگ است نمی توانم به خوانش دقیق این مباحث بپردازم و هدفم بشتر بر این پایه استوار است که دوستان به حوزه های خوانه میترا اشنایی پیدا کنند که بر اساس تجربه ای از دوران روزنامه نویسی دارم زمینه علاقه مندی عده کثیری از دوستان را به این مباحث فراهم می اورد پس هدف من نور افکندن بر مباحث مهم هزاره سوم است و نهایتا نویسه ی میترا را به شکل کتاب ارائه خواهم داد
به این جمله توجه کنید :هگل از اگنوستی سیسم کانتی نقد می کرد گوهرچیزی در خود را ناشناختنی می دانست اما ما اکنون با مطلق ناشناخته اساسا بگوییم ناشنا ختگی روبروییم تا دهه هشتاد که فلسفه دریدا در اوج بود به نوعی از سقراط تا اکنون متافیزیک غربی که اساسا سیر بینامتنی اندیشه جهانی را تا به امروز به وجود اورده است دی کانستراکتیویته شد از این که بگذریم بعد از دریدا یا حتی نوشتار اواخر دریدا در موقعیت مقدر در برابر بحرانهای پیش رو قرار گرفت یعنی به عنوان مثال دریدا هیچ نظر خاصی در باب اینده سرمایه داری یا مسئله رسانه ها ارائه نمی داد او در گفتگو هایش حر فهایی را تکرار می کرد که همگاغن انها را می گویند در کنار متن دریدا شما را به منطق فازی ارجاع می دهم منطق فازی از دو جهت در کنار متن دریدا قابل خوانش است از یک سو که به مسئله صفر و یک می پردازد البته بجای نقد کلام محوری به فیزیک کوانتمی توجه دارد و مسئله احتمالات را در نقد تقابل های دوتایی به کار می گیرد و از طزفی بودیسم ونشانه هایی که از ان اخذ می کند جاگزین فلسفه سقراطی می کند حرف من این است که منطق فازی در مراکز تحقیقاتی امریکا چندان مورد توجه قرار نگرفت پس حوزه تحقیقاتی فازی به سوی ژاپن کوچ کرد بعد از مدتی مهندسان ژاپنی میلیارد ها دلار ازکا لا هایی که به وسیله این فلسفه اختراع کردند سود بردندحال در صورتی بعد تفکر منطق فازی برای زندگی بهتر انسان به لحاظ روحی بسیار اهنیت دارد در مورد دریدا هم مسئله به همین شکل است ایا دریدا در کتاب خانه متوقف شد ایا دوران ان نرسیده است که فلسفه به میدان کار زار بیش از گذشته قدم بگذارد و در جنگی نرم شرکت کند این مبا حث شاید الان بی معنی به نظر ایند اما در ادامه متوجه خواهید شد که هزاره سوم در چه و قعیتی قرار دارد
متافیزیک شناخت غایت ها در حوزه دلالت با سو ءتفاهم همراه شد تحقیقات گروه تل کل فرانسه با قدم گذاشتن در حوزه های بینا رشته ای نشانه شناسی مثلا لاکان نشانه شناسی وروانکاوی... التوسر نشانه شناسی و مارکسیسم راه را برای یک شناخت که خط خورده است باز کرد من از این خوانش ها به عنوان دلالت های مقدر در ساختار هستی و تاریخ یاد کرده ام برای همین در شروع ابتدا سخن شمس تبریزی را اوردم که در خیلی موارد با انتدیشمندان اواخر هزاره دوم هم سویی دارد و از طرفی از نقد هگل از کانت یاد کردم که گوهرچیزی درخود را ناشناختگی می دانست وبعد کار ما در جایی قرار می گیرد مانند خط سوم مطلق ناشناختگی
نهایتا اگر بخواهم بحث را کو تاه کنم و خوانش را به عهده ی خواننده بگذارم که هدفم هم این است باید کوتاه بگویم که در تحلیل امور یا خوانش دیگر ما با گزاره های فلسفی در هزاره سوم روبرو نیستیم اتفقات و رخدادها به سرعت از جاوی ما عبور می کنند و از جهتی خوانش در حوزه غیر سوژه انسان جریان دارد فربهی حجم نشانه ها سا ختار هایی را رقم می زند که در بالا من از انها به امر مقدر فلسفی یاد کردم اینجا باید به بحث بودیار نظر کنم همان مسئله وانموده ها در اینجا ما با سیستم هایی روبرو می شویم که اولا خصوصیت سیستم را ندارند در ثثاغنی سلطه در این وانموده ها وجود دارد که نشانه های امور در حوزه های غیر سوژه انسانی مرتبا تولید می شوند و در اینجا باید بگویم که حتی مسئله خوانش هم ..و یا تولید نشانه ها هم در حوزه ساختار های مسلط و مقدر خود را شکل می دهند شما به روند دی کانستراکشن در امریکا نگاه کنید بدون کسی بخواهد نقشی ایفا کند چامعه پسا سرمایه داری دئر امریکا دی کانستراکشن را قورت داد همین نمونه کافی است تا برسیم به مسائل عینی تر مثلا یک رخداد سیاسی این در اثر ان است که سازمان تولید نشانه که به وسیله انسانها اداره می شود گاه انسان را در موقعیت سوژه مصرف گرا قرار می دهند و خوانش تولید مدارانه دلالت نقش خود را از دست می دهد مخاطب امر سوژگانی در چنین وضعیتی چنان به وسیله سلطه وانموده نشانه ها وجاب می شود که نقش خود را به واقع از یاد می برد
در کتاب تکهیدات خواندن که کسی حاضر به چاپش نیست من این موضوع را در ادبیات مثال زد نو گرایی و اوانگاردیسم در دوران ما مو قعیت دگرگونی پیدا کرده است که هر لحظه هنر مند در برابر سلطه نشانه های پیرامونی امکاغن دارد نقش خود را فراموش کند و جالب این است این سلطه نشانه شناسانه جنان قوی است که فرد را در حیرتی دچار می کند به مثابه جهل مرکب و در نویسه میترا در این زمینه من به سبک های زندگی و خود انسانی می پر دازم که باز همان سلطه نشانه ها انسان را از خوانش باز می دارد
نکته ای که در اینجا باید یاد اوری کنم در این عرصه تکنولوژی ار تباطات دیگر تکنولوؤی محسوب نمی شود بلکه خود نماد کل دنیای تکنولوژیک است و در این عرصه کاری که انجام می دهد فعل را بدل به صفت می کندبه گونه ای اگر در دوران مدرنیزم ما حرکت از سنت به سوی تجدد را داشتیم حالا ما با سرعت این حرکت روبرو هستیم
در اخر باید بگویم این مقال فتح بابی است برای خوانه میترا که به صورت تیتر وار در این وبلاگ می اورم و هدفم از این است که دوستان به تحولات که در هزاره سوم رخ می دهد اشنا شوند و بدانند با با دورانی دگرگونه روبرو هستیم بر اساس تجربه ای که از دوران روزنامه نویسی دارم این احتمال زیاد است که بعضی از دوستان به نوشتار من دقت نکنند و ان را به دلیل شباهت واژگانی ترجمه ای از نوشته های غیر فارسی بدانند برای این دسته از دوستان باید بگویم که در دورانی که من در روز نامه ها می نوشتم خیلی ها بر این عقیده بودند اما بعد خود اقرار کردند نوشتار تو مختص خودت است این سو ء تفاهم به دلیل واژگان به وجود می اید به دوستان وبلاگ نویس و مخاطبان پیشنهاد می کنم که در مباحث مطزح شده دقت کنند انچه موجب شد که من این مطالب را بنویسم به این دلیل بود که رخداد مبارزه با زنانی که از مد پیروی می کننداز جهات گوناگون مسئله مهمی است و دو ستان وبلاگ نویس هیچ کدام مطلبی که موضوع را به شکل ساختاری خوانش کند ننوشتند و من با خود فکذ کردم که موقعیت خوبی است که هم در باب یک رخداد مهم در هزازه سوم مطلب بنویسم هم شیوه خوانه میترا را در جلو دیدگان دوستان وبلاگ نویس بگذارم چرا که گروهی از دوستان اعلام امادگی کردند که با هم کار گروهی انجام دهیم ومن هم در مقال بو طیقای وبلاگ نویسی اشاره کردم چون در وبلاگ نویسی نویسندگان به راحتی می توتنند با هم ار تباط بر قرار کنند پس کار گروهی اهمیت زیادی دارد و نکته دیگر اینکه گروهی از دوستان از من مطلبی در باب جامعه شناسی و نشانه شناسی مد وفشن خواسته بودند و از طرف دیگر موضوع که اهمیت دارد مسئله پدیدار شناسی بدن زنانه که به لحاظ موقعیت جمهوری اسلامی و جنبش زنان این مسئله برای خودم بسیار اهمیت داشت و در اخر مسئله متافیزیک رخداد در امر خوانش است که من به وسیله این مقاله می خواهم به دوستان خود گوشزد کنم که فلسفه گرایی تکیه بر گزاره های فلسفس در هزاره سوم کم اهمیت است انچه مهم است اولا رخداد ها که هر رخداد در هزاره سوم یک متن فلسفی دردرون خود داردبه عبارتی ما با یک رخداد روبرو نیستیم بل بل متن فلسفی که در رخداد ها نهفته است و ما با خوانش یک رخداد حوزهای از جریانات عصز را بررسی می کنیم و دلیل ان هم غارتباطات وسیع هزاره سوم است که تمام اتفاقات را به هم گره می زندو نکته ی دیگر فربهی حجم دلالت های پیرامونی
ونظام مقتدری همان طور در گذشته گفتم خوانش را چنان در بر می گیرد که سوژه انسانی مصرف کنند نظام نشانه های بر ساخته می شود
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - علی ربیعی وزیری
مسائل من از تهران شروع شد من بعد از اینکه دوران موفقیت امیزی در نشریات تهران گذراندم که هنوز در وبلاگ ها تا ثیرات ان مشهود است دوستان مرا از همه جا راندند دلیلش این بود که من فقط کار خود را می کردم و به کسی باج نمی دادم البته می دانید خوانش نشانه شناسانه را من در نو.شتار فارسی باب کردم همینطور نوشتار مبتنی بر دی کانستراکشن که نمونه مقالات ان در کتاب تمهیدات خواندمن موجود است تمام این نوشتارها تجربه ای بود که بعد از ان من می خواستم به نوشتاتر کلی تری در باب موضوعات متفاوت دست بزنم به طور کلی ان را نشانه شناسانه کردن تمام مواردی که در سبک زندگی امروز موجود است که خود بسیار کار جذابی است اما همان طور که گفتم دوستان کوچکترین همکاری با من نکردند تا الان که شش سال می گذرد من پر از نا گفته ها هستم و از هیچ تریبونی برخوردار نیستم دوستان جدید تر تحقیق کنند که سخنرانی های من در تهران چه شوری برای مخاطبین می افرید و مقاله های من هم به همین شکل اما امروز من در موقعیت دیگری قرار دارم اگر در گذشته مانند یک نویسنده معمولی فعالیت می کردم اما امروز ارتباط با اسم اعضم مرا وا می دارد که در قبال نوشتار خود مسئولیت داشته باشم و یک مذهب شادان را ارئه دهم
در مورد موضوعی که می خواستم برایتان شرح دهم باید بگویم که دوستان پیش از انکه من چیزی بنویسم همانطور در پیام های مطلب پیش دیدید فورا موضع گرفتند ایا این حرف اشتباهی است که مجله ادبی خوانش چیزی بیشتر از نوشته های وبلاگ ها ندارد و ما باید راهی دیگر در شیوه مجله بر گزینیم دوستان که مایه ای بیش از این که هندوانه زیر بغل هم دهند ومحیطی برای مطرح کردن هم به وجود اورند از حرفهای من ناراحت شدند من گفتم یک نشریه که نشانه شناسانه کردن امور متفاوت بپردازد جایش خالی است تازه انها اول با من تماس گرفتند به هر حال از این موضوع می گذرم چون مطلب بسیار روشن است و فقط به دوستان که در تهران هستند هشدار می دهم که از این که مرا تنها بگذارند وخوانه نشین کنند در اینده بسیار پشیمان می شوند چرا که نوشتار من می تواند راهی جدید در تفکر ایجاد کند واگر می گویند چرا در همین وبلاگ م.ضوعات خود را ارائه نمی دهی باید بگویم من چنان در تنگنا هستم که نمی توانم در این محیط مطالب خود را بپرورانم من از هر امکان یک زندگی معمول محروم هستم و این محیط مرا در باتلاق گرفتار کرده است که لحظه ای اسایش ندارم از دوستان خواهش می کنم در باب ادعا های من تحقیق کنند وکمی به حرفهای من توجه کنند از طرف دیگر مطالب من برای خواص است که از طریق انها باید بعه عوام انتقال یابد من در تنهایی در شهر کرمان کاری نمی توانم بکنم چون مخاطبی ندارم با امید مهر بیشتر از طرف دوستان
پیشا مقال
من بارها از ظلمی که در این چند سال در کرمان به من روا داشته شده است در این وبلاگ سخن به میان اورده ام اما نکته
ای که مرا وا می دارد که باز در این زمینه سخن بگویم نکتهای بسیار مهمی است که با توسل به اتفاقی که چند روز پیش
افتاد ان را باز گو می کنم
همانطور که بارها اشاره کردم من با اسنم اعظم و استعاره کل در ارتباط هستم که این مسئله روز به روز در قبال اتفا
قاتی که در سطح جهان می افتد مرا مسئول می کند چنا نکه من حتی غذای خود را به راحتی نمی توانم بخورم مسئله
اینجاست که من در کرمان در محیطی محا ط شده ام که مانند کسی در باتلاق گیر اف تاده باشد هر جه دست پا می زنم
بیشتر فرو می روم و نکته ای که مرا به باز نویسی این مسائل وا می دارد این است که بعضی از دوستان ...از سر
گذرانده اند از شما دوستان می خواهم به این وب نوشته دقت کنید و مرا در راهی که استعاره اعظم پیش روی من گذاشته
است و مرتبا از طریق نشانه ها مسئولیت مرا گوش زد می کند یاری رسانید چرا که یاری به من موجب می شود ذهنتان
از خود انرژی مثبت یا بتا تولید کند و موحب شادی شما شود و همین انرژی موجب می شود که تاثیرات مثبتی بر جسم
شما بگذارد از کسانی که مشکل جسمانی دارند تمنا می کنم این موضوع راامتحان کننو من هرانجه می گویم با توسل به
نشانه های اسم اعظم است و به هیج کتابی و ثجربه ای شما را ارجاع نمی دهم با توجه به این که بعضی دوستان گفتند
مطالبت طولانی است من این مقال را در جند نوبت می نویسم
در کرمان با مشکلات زیادی روبرو شدم که بخشی از انها شخصی و خانوادگی هستند که از انها در می گذریم اما در
طول این شش سال که من به اسم اعظم پیوند خوردم بخشی از این مسائل کا ملا به مسئولیت من بر می گردد که زمینه
اجتماعی دارد و من تنها از این موضوعات متضرر نمی شوم و کل اجتماع از وضعیت من متضرر شده است و ان هم به
این موضوع بر می گردد که دوستان مر ا از محیط های فرهنگی حذف کردند و خانه نشیتن کردند و کو چکترین امکانی
برای من وجود نداشته است که من هرانچه که به وسیله اسم اعظم برایم به وجود می اید تشریح کنم یا حداقل گزارشی از
انجه اتفاق می افتد برای اهل هنر و رسانه ها ارائه بدهم یکی از مسئولیت های من که نشا نه های الهی برای من به
وجود می اورد این است که من برای مردم توضیح دهم که مذهب چگونه می تواند انسان را شاد کند و این شادی چگونه
از طریق سبک های زندگی امروز اهمیت پیدا میکند نکته ای در این مقال اهمیت دارد این است که من به تنهایی نمی
توتنم این نشانه ها را برای مردمان کوچه و بازار توضیح دهم من باید در حیطه ی یک کار گروهی این نشانه ها را به
مردم انتقال دهم یعنی من برای توضیح نشانه های اسم اعظم به مدیا احتیاج دارم چرا که این نشانه ها در سطوح مختلف
به شیوه های متکثر و راههای محتلف برای مردم تو ضیح داده میشود و در این بین من هم از طریق معجزات الهی
صحت عملکرد گروه را برای مردم عام ثابت کنم نهایتا من کار خود را از طریق یک مذهب شادان ادامه خواهم دهم اما
دل غافل نه تنها کسی در این کار به من کمک نکرد حتی مرا از زندگی روزمزه به شکلی جدا کردند که گاه در تنهایی به
جنون . اعنیاد کارم کشید
اما مدتی است که از بند اعتیاذ رهایی پیدا کردم و گروهی از مردم از چمله دختران به ... بعضی از دوستان پی بردند و
مثل ثابق باز دور من جمع شدند اما اتفاقی افتاد که بسیار مرا رتج داد در مقال بعدی این حریان زا شرح می دهم که
دوستانی گه ازمن دور هستند بدانند که من با چه محیطی سرو کار دارم و جدا از این موضوع بدانند که در این شش سال
نوشتازمن به تنهایی نمی توانسته است برای بجران های اجتماعی کاری بکند و دوستان تهرانی هم بدانند که به نفع انها
نیست که مرا تنها بگذارند یا اینکه درب های خانه شان را بر روی من ببندند تا نتوانمچند روزی در تهران با شم و کتاب
کتاب خود را جاپ گنم گه همین کتاب اگر به چشم شما نممی اید اما همانطور اسمش تمهیدات خواندن می گوید پایه این
است که شما در راه من بتوانید کارهای خود را ارائه کنید و حکمت مرا پر و بال بدهید چرا که امروزه یک نفر نمی تواند
با نوشتار خود نشانه های الهی را ارائه کنو من تنها رسانه ی این نشانه ها برای شما هستم و تمام کسانی که در زمینه
های گونا گون کار می کند این نشانه ها چراغی است که کار خود را به اسم اعظم و نشانه های ان مناسبت ببخشند و از
همین جا استدعا دارم که دوستان برای چاپ این کتاب مرا یاری دهند چرا که مسئله بیس کار است در مقال بعدی اتفاقی
که رخ داده است را باز گو می کنم تا شاید کسانی که خود را در برابر من به خواب زدنند چشمانشان را کمی باز کنند و
کمی فکر کنند که من جه مسئولیت زیادی در برار این جامعه که نه در برابر جامعه جهانی دارندو ادامه مقال را در روز
های گذشته بخوانید و کمی دقت کنید برای حرف حساب معجزه لازم نیست و صد البته معجزات از ظریق خورشیذ اعمال
می شود که امکان زیاذی دارد که برای طبیعت ضرر داشته باشد پس کمی توجه کنید و فقط خودتان را مانند دوستان
کرمانی در نظر نگیرید با دروود فراوان مقال بعدی را هم بخوتنید
علی که در عدد سه است
مرتبا در پي اين هستم.....با وجود اينکه نسبت به فعاليت هايي انجام داده ا م خوانندگان بسيار کمي دارم و اين مسئله بسيار مهم است که مرا وا مي دارد که از نوشتن مبا حث خود سر باز زنم دوستان باور کنيد در اين چند سال دوستان روزنامه نگار من به نوشتار من ظلم زياد کردند دلايل اين ظلم بسيار مهم است و نکاتي در بر دارد که ما را به محيط اطراف خود اگاه مي سازد در نظر داشته باشيد من در روزنا مه هاي دوران اصلا حات واقعا يک کار حرفه اي در زمينه خانش متون ارائه دادم اما بعد از ان اتفاقي که افتاد مي بايست زمينه را براي نوشتار من باز تر کند اما هيچ کمکي از طرف دوستان براي ادامه فعاليت من انجام نشد من در موقعيتي بودم که دوستان مي بايست اندکي شرايط مرا درک کنند همين موضوع باعث شد که من کلا از جا معه ايراني دل بکنم و نوشتار خود را ارائه ندهم در کيفيت نوشتار من همين بس که راهي را براي نوشتن دوباره شما دوستان باز مي کند اساسا موضوعات مطرح شده مي تواند برايتان جالب باشد
اين موضوعات ويژگي در بر دارند که براي شما دوستان حکم مرجع هستند يعني اينکه همين که من نظريات خود را در ( باب (خود )و(سبکهاي زندگي امروز) ارائه بدهم موضوعات جديدي براي شما به وجود مي ايد
از اين مسايل گذشته اخبار پيرامون من مرا از هر رگونه نوشتار باز مي دارد با توجه به اين مسائل من سعي دارم اعتراضات معلمان عزيز را باز تاب دهم و از همه دوستان که کمي مرا قبول دارند خواهش مي کنم به اين مسائل توجه
کنند من حمايت از معلمان را يک وظيفه ملي مي دانم و دلايل ان را هم شرح خواهم داد
اول اينکه من خود معلم هستم اما به شکل خاص خود که در اينده به ان مي پردازم همين موضوع باعث مي شود که با معلمان خود را هم صنف فرض گنم
مشکل معلمان يک مشکل ساختاري است که از رژيم گذشته تا به امروز ادامه دارد پس اعتراض معلمان يک اعتراض جدي صنفي است که به بحران هاي سياسي مملکت ربطي ندارد اما اگر به دقت به موضوع نگاه کنيم اين مشکل وقتي با سرکوب معترضين همراه مي شود به گونه ی يک حرکت سياسي عليه حاکميت در مي ايد من نمي دانم احمدي نژاد چگونه مي تواند به اين اعتراضات نه تنها بي توجه باشد بلکه ان را سرکوب کند موضوع مشکل معلمان خيلي روشن است
اي کاش من مي توانستم دو فيش حقوقي از يک معلم و يک کارمند ارگان ديگر را در وبلاگ بياورم ايام عيد جاي جمع بوديم مسئله معلمان بين جمع مطرح شد يکي از دوستان با مدرک فوق ليسانس دانشجوي دوره دکتري و داراي پايا نامه دانشگاهي که در حد يک کتاب ارزشمند فيش حقوقي خود را نشان جمع داد که مبلغ ان ماهانه 350 هزار تومان بود يعني50 هزار تومان زير خط فقر دوستي ديکرکه ديپلم بود و در ارگا ن ديگري کار مي کرد فيش حقوقي خود را نشان داد که500هزار تومان بود اين مسئله بسيار جدي است که به معلمان اموزش پرورش ظلم زيادي مي شود حالا از اهميت شغل معلمي که بگذريم انگار دولت اساسا به هيچ وجه توانايي اداره مملکت را ندارد که اين مشکل واقعا اجتماعي جون وضعيت معلمان به کل جامعه سرايت مي کندان را مشکل اجتماعي مي خوانم از گذشته در ساختار حقوق کارمندان دولت وجود داشته و دولت با تمام ادعا هايي که مي کند در اين مورد نتها بي توجه است بل تا به حال تمام اعتراضات را سرکوب کرده است
من از تمام دوستان وبلاگ نويس مي خواهم به اينگونه مسايل توجه کنند چرا که حاکميت جمهوري اسلامي بعد از دوران اصلاحات امتحان خود را پس داد حال ديگر در نقطه اي قرار دارد که اين حکومت به هر ترتيب شده مي خواهد دم خود را با پول چا هاي نفت گره بزند و کمترين ارزشي براي مردم قايل نيست اين اقاي احمدي نژاد تکليف اين حکومت را در هر سطحي که بخواهيد روشن کرد و در اينجا من مي گويم اگر در برابر اينها ساکت بنشينم يا خود را هم کاسه اينها بکنيم جنايت در حق تمام مردم فقير است
االان شش سال است که من با درد اين جامعه يکي شده ام و تمام مشکلات ان را که بررسي مي کنم سر از يک موضوع در مي اورم انهم جمهوري اسلامي است ما تا کي مي خواهيم خود را بخواب بزنيم که يک دلقکي مثل احمدي نژاد معلمان را سرکوب کند يک دلقک ديگري مثل خاتمي تمام فرصت هاي جهاني اين مملکت را از دست بدهد براي اينکه دست هم کاسه هاي خود از چاهاي نفت دور نشود در دوران اصلاحات ظلمي که به اين مردم شد کمتر از دوران هاشمي نبود چرا که اصلاح طلبان بعضي از فرصت ها را در ارتباطات جهاني مملکت را مي سوختند که مبدا از قدرت خلع شوند و نهايتا اين اتفاق افتاد و فقط از دست دادن فرصت لکه ننگي در تاريخ اين حکومت
به نام اصلاح طلبان بود دوستاني که به پروسه اصلا حات معتقد هستند بايد بدانند که ابتدا بايد يک سا ختار دموکراتيک وجود داشته باشد که اصلاحات معني پيدا کند مگر نه باور کنيد در اين حکومت همه به فکر چا هاي نفت هستند نه تغيير و دگرگوني
اعتراض معلمان به نظر من نماد نا کار امدي اين حا کميت هست و هر کس در اين باب سکوت کند به اندازه ظالمان درکار انها شريک است
در اخر باز من مي گويم کار نامه اين حکومت روشن است هر جوان اگاه ايراني که ساکت بنشيند به دليل نا اگاهي بعضي از مردم از وضعيت جهاني در ظلم اين حا کميت شريک است ما بايد مردم را از وضعيت کشور هاي مشابه در مقايسه با امکانات کشور خوداگاه سازيم تا مردم بدانند که سياست جمهوري اسلامي چه ظلمي را در حق مردم خصوصا معلمان که نماد اين ظلم هستند روا ميدارد ما بايد در برابر تبليغات احمقانه اين دغلان نفهم ايستادگي کنيم من هر که به اينها کمک تبليغاتي مي کند لعنت ميکنم و از معلمان شجاع که براي حق خود اعتراض مي کنند دعا ميکنم
دوستان عزيز و ضعيت ما در جا معه جهاني بسيار بغرنج هستند سيستمي که براي تحريم ايران جامعه جهاني در پيش گرفته بسياربسيار نا خوشايند است انها بانکها وبيمه ايران را تحريم کرده اند و اين مسئله بسيار روشن است که اين تحريم بسيار نا خوشايند است که در زندگي تک تک ما تاثير گذار است بر اين اساس از دوستان خود خواهش مي کنم که به مسائلي که من طرح مي کنم با دقت توجه کنند و به وسيله توانايي هاي که در امر نوشتن وخوانندگاني که در وبلاگهايشان دارندمردم را به مسائل زيز بنايي پيراموني شان اگاه کنند
نکته که بايد توجه کرد ارتباط من با اسم اعظم است که اين ار تباط به وسيله اگاهي از ساختار رخداد ها مرا به اينده اگاه مي سازد اين اساس خواهش مي کنم در نوشته هاي من دقت کنيد وديگران را هم اگاه سازيد با تشکر از همه شما
علي ربيعي وزيري
در جواب انان می پرسند اصلا حات را از کجا باید شروع کرد باید بگویم از مذهب ابتدا باید دید روشنی از گفتمان مذهبی ارائه بدهیم تا کسی از ان سو ء استفاده نکند همانطور قبلا اشاره کردم قران متنی بسیار خطر ناک است و سالیان زیادی گروهی با توجه به نا اگاهی مردم از ویژگی ان سو استفاده می کنند و ما بدلیل این مسائل تا به حال نتوانستیم اصلا حاتی در این زمینه ارائه کنیم این مسئله چندین دلیل دارد
اولین دلیل ان رو شنفکران ما وقتی در اوج قدرت بودند دیدگاه های مردم را از یاد بردند و مذهب را بطور کلی کنار گذاشتند در غرب مذهب در دوران اصلاحات با یک دید چند جانبه برای مردم تو ضیح داده شد الان که من به دوران اصلاحات مذهبی در غرب نگاه می کنم متوجه می شوم مذهب از طرف روشنفکران کنار گذاشته نشد بل با دید گاه جدیدی ان را با روح زمانه همراه کردند و مذهب را از تئو لوژیگ به سوی انسان مداری چر خاندند که البته به نظر من دید گاه رفر میست های مذهبی کا ملا درست بوده است و ما هم همان راه را باید پیشه کنیم نه اینکه به طور کلی مذهب را کنار بگذاریم چنان که روشنفکران بزرگ ما اکثرا این اشتباه را کرده اند
اینکه ما باید بدانیم از مذهب هیچ گونه بهره ببرداری سیاسی نباید بشود چنان که قبلا گفتم گروهی همیشه از گفتمان پر قدرت مذ هب سو استفاده می کردند و این مسئله به وسیله فقیهان در طول تاریخ رخ داده است مسئله اینجاست که من قران را به این دلیل متنی خطر ناک می دانم که به لحا ظ سا خت و با فت بسیار قوی است و برداشتهای معنی شناختی اساسا با مسائل امروز همراه نیست بارها اشاره کردم که معجزه قران در سا خت وبافت کلامی ان است اگر نه به لحاظ بر داشت های معنی شناسانه اساسا به زمانه ما نمی خورد و مسئله اینجاست که قران متنی بسیار قوی دارد که جا را برای سو ءاستفاده گروهی که می خواهند ازقدرت گفتمانی قران استفاده کنند باز می گذارد پس وظیفه ما نفی ان نیست چرا که همان طور می دانید در این راه موفق نیستیم بلکه با توسل به دانش زبانی که داریم باید برای مردم دلایل اعجاز قران را توضیح دهیم من در روند ارتباطی که با اسم اعظم داشتم متوجه شدم که حروف قطعه شده در قران حاکی از امر نشانه ای و همانطور که می دانید مرحله ای از زشد سو ژه انسانی است و بقیه قران مانند هر متن دیگر حا کی از اور نما دین است وقتی قران مثلا می گوید (الم.ذالک کتاب لا ریب فیه هدی للمتقین) نشان از ان دارد که پیامبر از این دو وجه زبان و سوژه با خبر است و اگر این مسئله برای مردم توضیح داده شود راه را برای هر سو ء استفا ده ای می بندد به همین دلیل است که ما نباید نفی کنیم بلکه باید مسائل را برای مردم روشن سازیم تا فقیهان نتنوانند برداشت های خود را از قران به نفع خود ارائه دهند وهمانطور که می دانید متن های قوی جای هر گونه برداشت را باز می گذارند
سیم در زمینه مسئله مذهب ما با دانشی که امروز در اختیار داریم و همچنین تجربیات من در این زمینه بسیار راه گشا است باید برای مردم مفهوم توحید و خدا را مشخص کنیم نکته ای که در این زمینه بسیار مهم است این است که مفهوم خدا از انسان منتزع نیست و یکی از اشتبا هات فقیهان در این زمینه است که خدا را موجود خارج از دایره ذهنی انسان ترسیم می کنند و خود را جانشین ان خدا بر روی زمین می دانند این مسئله بسیار خطر ناک است نتیجه اش ان می شود که ما در جمهوری اسلامی داریم که هر جنایتی را فقهان به اسم خدا به راحتی انجام می دهند خدا هما نطور که گفتم اگر درست درک شود مایه شادی انسان ها است غم و نو امیدی اندوه کفر و بی ایمانی است مثلا من مراسمی که به اسم مذهب به غم و اندوه انجام می شود کفر محض می دانم و می دانید فقیهان این گونه مراسم را برای درامد مالی خود اجام می دهند
در اخر منظور من از این نکات این بود ما نویسندگان وظیفه خطیری در برابر مذهب داریم و تا ما مذهب خود را نشناسیم حالا به هر اسم من خدا پرستی خاص خود را مد نظر دارم و به دلایلی که قبلا عرض کردم ان را خوانه میترا می گویم جا معه ما در فقر و بد بختی دست پا می زند
نکته اینجاست که مملکت ما با حرف مفت مورد تحریم شدید قرار گرفته تحریم بانک ها و بیمه مملکت ما را دچار بر شکستگی می کند از شما دوستان می خواهم به این مسائل توجه داشته باشید که گروهی انسان غیر متخصص جامعه ما را به اسم مذهب به نا بودی می کشند تحقیقات من نشان می دهد (تحقیقات من از اسم اعظم بر می ایند و من به وسیله نشانهای فرا انسانی این مسائل را عرض می کنم(امریکا اساسا هیچ گونه مخالفتی با یک حکومت اسلامی در این جا ندارد این رفتار جمهوری اسلامی است که امریکا را وا دار می کند با ما در بیفتد مطمئن باشید که برنامه جنگ با ایران هم در برنا مه دولت امریکا است
در نوشته های بعدی این مسا ئل را دقیق تر تو ضیح می دهم و باز به رابطه خدا و انسان خواهم پرداخت فقط در حین خواندن متوجه باشید که من این مطالب را با توسل به اسم اعظم می نویسم و در این رابطه بیشتر توضیح خواهم داد با من باشید